تبليغاتX
هواداران علي پروين ورزشی وعلمي

 

پروين : زارع بايد مراقب حرف زدن خود باشد

.

محمد پروين ، در خصوص بازي برابر مس كرمان اظهار داشت: خوشحالم كه بعد از مدت‌ها توانستم براي دقايقي در تركيب پرسپوليس قرار بگيرم. از اين بابت خدا را شكر مي‌كنم و اميدوارم بتوانم به همين روند ادامه بدهم.
وي افزود: اگر در مدت زمان حضورم بيشتر دقت مي‌كردم مي‌توانستم گل هم به ثمر برسانم، اما با بدشانسي موقعيت‌ها را از دست دادم.
پروين در خصوص جدايي از پرسپوليس تصريح كرد: تمام اين حرف‌ها شايعه است. من در اين مدت مصاحبه نكردم چون مي‌خواستم تمركزم را براي موفقيت پرسپوليس بگذارم. اگر حرفي ‌مي‌زنم از روي دلسوزي است چون معتقدم مي‌توانم به پرسپوليس كمك كنم.
بازيكن درباره اظهارات مجتبي زارع كه گفته بود عكاسان نبايد از برخي‌ بازيكنان زياد عكس بگيرند چون باعث مي‌شود احساس بزرگي كنند تصريح كرد: زارع بايد مراقب حرف زدن خود باشد. وي بيشتر از حد خود حرف مي‌زند و بايد بداند در مورد چه كسي اينگونه صحبت مي‌كند. اگر به اين روند خود ادامه دهد قطعاً با مشكل مواجه خواهد شد. در پرسپوليس هركس بايد چارچوب خود را بشناسد.
وي ادامه داد: در حال حاضر هم حرف پشت من زياد است و مي‌گويند اين بازيكن پسر پروين است و...، اما من با تمام اين اتفاقات تنها به نظر كادر فني احترام مي‌گذارم.
تيم پرسپوليس در هفته هجدهم ليگ برتر فوتبال ايران با نتيجه 2 بر صفر برابر مس كرمان به برتري دست يافت.

منبع:پایگاه اطلاع رسانی هورا اسپرت

+ نوشته شده توسط سعید در دوشنبه شانزدهم آذر 1388 و ساعت 12:4 PM |

 

علی در عرش بالا بی نظیر است

علی بر عالم و آدم امیر است

به عشق نام مولایم نوشتم

چه عیدی بهتر از عید غدیر است

 

+ نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه یازدهم آذر 1388 و ساعت 12:47 PM |
پول فوتبال ايران را كثيف كرده است
با علي پروين مرد پرافتخار فوتبال

منبع روزنامه جام جم

«مردي با 33 قهرماني تاريخي»؛ تابلويي مزين به عكس علي پروين كه در بدو ورود به اتاق شيك و مديريتي مجتمع 5 ستاره فرهنگي - ورزشي آريا توجه هر بيننده اي را جلب مي كند. مجتمعي بزرگ با امكانات در غرب تهران كه نام و عكس اسطوره فوتبال ايران را نيز در سربرگ تبليغاتي خود درج كرده است تا اسم پروين خيلي ها را جهت ورزش به اين مجتمع بكشاند. مجتمعي كه به گفته مالك آن 22 ميليارد تومان هزينه راه اندازي آن شده است تا اين وسط نام پروين و اعتبارش، زمينه ساز توجه مخاطبان ورزش شود. به هر حال اين وسط علي آقا نيز براي خود در امور تجارت و بيزينس يك پا استاد است تا طرفين از اين همكاري بهره دوجانبه داشته باشند.
    البته اين پايان ماجرا نيست، چرا كه سعيد پرورش مالك ساختمان مي خواهد به توصيه پروين كمپ شيك و مجهز ويژه تيم هاي ملي را در نزديكي هاي تهران احداث و راه اندازي كند تا قهرمانان و ورزشكاران كشور از آن بهره مند شوند.
    به هر حال براي انجام مصاحبه اي متفاوت با علي پروين داخل مجتمع مي شويم. سالني عريض و طويل كه در دو طرف آن مغازه هاي مختلفي جلب توجه مي كنند. از بخش اطلاعات كه يك خانم و آقا پشت پيشخوان آن قرار دارند سراغ علي پروين را مي گيريم كه مي گويند هنوز نيامده است، اما اين حرف آنان تمام نشده كه پروين به سالن وارد مي شود. او كه گويي انتظار حضورمان را در آن موقع روز نداشت، ما را به اتاق مديريت راهنمايي مي كند تا به گرمي پذيرايمان شود. هرچند كه اصلادل و دماغي براي مصاحبه ندارد و مي گويد كه «20 روزه لام تا كام با مطبوعات صحبتي نكرده ام»، اما در عجب است كه چرا از قولش تيترهاي متفاوت و جنجالي مي زنند و فرداي آن نيز ديگران را مي گذارند جلويش تا به اصطلاح جواب او را داده باشند.
    به پروين مي گوييم خب چرا در اين زمينه توضيح نمي دهيد كه جلوي سوءاستفاده عده اي گرفته شود»، مي گويد: «آقا تكذيب مكذيب تو كار ما نيست»!
    به هر حال براي آن كه علي پروين را كه اصرار دارد و ترجيح مي دهد در اين شرايط سكوت كرده و حرف هايي نزند كه باعث جنجال و حاشيه پيرامونش شود، به حرف آوريم نقبي به گذشته زده و اشاره مي كنيم به تابلوي مورد اشاره كه افتخاراتش را به تصوير كشيده است تا وي با ورود به خاطرات گذشته سر حرف و درد دلش باز شود.
    پروين تاكيد دارد برخي حرف هايش را ننويسيم، در حالي كه اگر قرار باشد صحبت هاي او را چاپ نكنيم، پس حرف هاي چه كسي را بايد منعكس كنيم. براي همين به عليآقا كه نگران موضعگيري ديگران از صحبت هايش است مي گوييم اين مساله را به خود ما واگذار كند.
    اگر خواسته باشيم افتخارات شما را فهرست كنيم از 33 قهرماني بسيار فراتر مي رود و شايد حالاحالاها كسي نتواند به اين افتخارات نزديك شود.
    آي گفتيد! هزار سال ديگه هم كسي نمي تونه اين افتخارا رو براي فوتبال ايران بياره. حتي در منچستريونايتد هم محاله كسي به اين رقم برسه.
    تازه شما 10 سال را هم به واسطه فوتبال در زمين هاي خاكي سوزاندي.
    بابا دم شما گرم، اما امروز همه چي بر عكس شده. باور كنيد اصلادوست ندارم مطرح باشم. خسته شدم از هر چي دروغ و نون به نرخ روز خوردنه.
    به هر حال شما جزيي از تاريخ فوتبال ايران و پرسپوليس هستيد.
    اما اين روزها از پرسپوليس حرف نزنم خيلي بهتره.
    
    شما حرف نزنيد، پس چه كسي كي بايد حرف بزند؟
    آخه يك عده منتظرن تا من حرف بزنم و از حرفام تعبيرات خاص خود رو داشته باشن. بويژه الان كه محمد نيز عضو تيمه و من نمي خوام با صحبت هام مشكلي را متوجه اين پسر كنم.
    
    مگر موضوع خاصي است؟
    نه، بگذريم. الان وقتش نيست، به موقع اش حرفامو مي زنم. فقط اينو بگم كه فوتبال كثيف ترين رشته در ايرانه.
    
    اما مردم دوست دارند ببينند ماجرا چيست كه نبايد حرف بزنيد؟
    گفتم كه به موقع اش حرف مي زنم. الان هر چي بگم مي ترسم دودش بره به چشم محمد.
    فوتبال امروز همه چيزش شده پول، در حالي كه درگذشته و زمان شما، تيم را براي يك فصل با 540 هزار تومان مي بستند و تازه قهرمان هم مي شدند. اما الان...
    من اينقدر بي وفايي ديدم كه فوتبال را ول كردم و شايد اگه ديدن بازي هاي محمد نباشه، فوتبال ايران را هم دنبال نمي كنم و سرم به كار خودم گرمه. زن ما فوتبالي نيست، اما كاري كردن كه هر موقع محمد بازي داره، مي ره حسينيه و مشغول دعا و راز و نياز مي شه. يعني مي خوام بگم كه اينقدر از فوتبال زده ام كردن. خبرنگارها هم كه از خودشان مي نويسن. اصلامن مي گم چرا اونا بايد مربيان را بذارن جلوي هم. گيريم كه يك مربي در عصبانيت عليه همكارش حرفي زده، چرا اين خبرنگارها بايد اونارو صاف ببرن و بذارن كف دست طرف مقابل. به خدا آقا اين كارا اصلادرست نيست. من مي گم اگه يك مربي هم حرف بدي زد، ما نبايد اون رو منعكس كرده و صاف و پوست كنده بگذاريم كف دست طرف مقابل.
    
    مثل اين كه براي حضور در تركيب هيات مديره پرسپوليس صحبت هايي با شما شده است؟
    اين مساله تازه اي نيست و فكر مي كنم هر موقع مشكلي در رابطه با تيم به وجود آمده، اسم مارو جلو انداخته اند. به هر حال من هم كششي دارم و فكر مي كنم نبايد اين كار دير بشه.
    
    ضمن آن كه گفته ايد براي 5 سال پرسپوليس را به شما بدهند؟
    آره 5 سال تيم را به من بدن و 3 سال هم حمايت كنن و از سال چهارم هم همه چي رو قطع كنن.
    
    يعني اينقدر به نتيجه كار مطمئن هستيد؟
    آره، چرا كه نه. من مي گم تيم را به من بدن و خير و شرش رو هم بسپارن به خودم. يعني سال اول 3 ميليارد كمك كنن، سال دوم 2 ميليارد و سال سوم يك ميليارد و از سال چهارم ما يك چيزي هم از اين بابت به سازمان مي دهيم.
    
    اما سازمان كه به اين سادگي از كنار پرسپوليس نمي گذرد؟
    من مي گم اگه ظرف يك سال ديدن بد كار كرديم، تيم رو از ما بگيرن. البته همه اينا به اين شرطه كه اعضاي هيات مديره رو هم خودم انتخاب كنم.
    
    يعني تيم كاري تان را هم بسته ايد؟
    آره، به هر حال من بعد اين همه سال ياد گرفتم كه بايد برم سراغ آدمايي كه پول به باشگاه پرسپوليس تزريق كنن. صرف حضور در هيات مديره و اسم هاي بزرگ كه براي تيم آب و نون نمي شه. ما تو اين كشور مثل اين آقا سعيد (مالك مجتمع) زياد داريم. بايد اونارو هم به ورزش آورد و از سرمايه شان درست و حسابي استفاده كرد. با اين حال مطمئنم كه با اين خواسته ما موافقت نمي كنن. با اين شرايط شما توقع دارين كه دلشاد باشم، نه از اين خبرها نيست و هر چي به دور و برم در اين فوتبال نگاه مي كنم، مي بينم كثيفي هاي زيادي دور و برش را گرفته.
    ترس از هيچ مساله اي ندارم و هميشه حرفام رو زده ام، اما معتقدم اگه قرار به جوابدهي به سخنان من باشه، بايد كسي مثل آقا حشمت (مهاجراني) جواب منو بده تا حداقل از صحبت هايش چيزي ياد بگيريم. متاسفانه به دفعات شاهد بوده ام مطبوعات بدون آن كه با من صحبتي انجام داده باشن، از من نقل قول هايي داشتن و بعد رفتن سراغ كساني تا به اصطلاح جواب منو بدن. اين دردآور است.
    ببينيد من از اين كارا بلد نبودم كه 100 تا به اسم بازيكن بگيرم و 60 تا رو بذارم جيب خودم. كارهاي كثيفي كه ما تو اين فوتبال به دفعات شنيده ايم. من اون سال ها كه بالاسر تيم بودم پيگير مسائل و مشكلات بچه ها بودم. يعني اگه نمي تونستيم به اونا پول زيادي بديم، به طرق مختلف پيگير مسائل شان بودم. يادم مي ياد زماني آقاي سلامتيان رئيس منطقه 4 بانك تجارت بود، به همراه اعضاي تيم رفتيم پيشش و نفري 50 هزار تومان براي بچه ها وام گرفتيم.
    پروين به اينجا كه مي رسد موبايلش را از جيب در مي آورد و پيامك هاي زيادي را نشان مي دهد كه مختصر و مفيد نوشته شده «پروين بيا تراكتور» همه اينها را يك به يك كه از سوي هوادارانش ارسال شده نشان مي دهد و مي گويد: آقا ديگه از ما گذشته كه دوباره بريم رو نيمكت، مخصوصا با اين اوضاع و احوالي كه همه تو اين فوتبال پولكي شدن. فكرشو بكن من پروين رو نيمكت باشم و دقيقه 70 به بازيكني بگم كه برو تو زمين و با اخم و تخم وي مواجه شوم. نه آقا هر چي فكر مي كنم مي بينم اين جور برخوردها با ذات و شخصيت من همخواني نداره.
    امروز در شرايطي بحث منشور اخلاقي مطرح است كه وقتي به عقب برمي گرديم، مي بينيم شما در دوره خود حريم ها را حفظ مي كرديد و محال بود با بازيكني كه فرض مثال موهايش را بلند كرده بود برخورد نكنيد.
    مشكل امروز اينه كه مربي جماعت رو از بازيكنان كوچك تر كرده ايم و شان اونا رو طوري كه بايد و شايد حفظ نكرده ايم. آخه كجاي دنيا را سراغ داريد كه مربي از بازيكن كمتر بگيره. امروز تو فوتبال ما بازيكن دو برابر مربي پول مي گيره و بعد ما انتظار داريم اين بازيكن نيز تمام و كمال از مربي اش حرف شنوي داشته باشه ! شما به من بگيد كجاي دنيا اينطوره؟
    
    حالاچه نظري راجع به منشور اخلاقي كه اين همه سر و صدا بپا كرده داريد؟
    به اين صورت كه همه مردم از اون باخبر بشن، موافقم، اما به هيچ قيمت معتقد نيستم كه بايد در زندگي خصوصي بازيكنان دخالت بشه. مسائل فوتبالي بايد تو زمين فوتبال حل و فصل بشه، نه تنها بازيكنان، بلكه زندگي خصوصي مربيان نيز به خودشون برمي گرده و احدي حق نداره تو اين حريم وارد بشه. بي شك اگر فوتبالي ها خلافي مرتكب بشن، قانون با آنان هم مثل ديگر افراد مملكت برخورد مي كنه و كسي هم نمي تونه از اجراي قانون فرار كنه. من از همان روز اول با اين مساله كه بازيكني زير ابرو برداره و چهره اش را طور ديگري آرايش كنه مخالف بوده و جلوي آن نيز ايستاده ام. چراكه نوجوانان و جوانان زيادي به همين بازيكنان نگاه مي كنن و الگوهايشان را در وجود اونا جستجو مي كنن. اتفاقا وقتي به صحبت هاي عزيز محمدي در برنامه 90 گوش مي كردم، چيزهاي خوبي لابه لاي صحبت هاش ديدم. مثل اين كه از اين جمعيت 70ميليوني 780 بازيكن اين فرصت رو يافتن كه در ليگ برتر بازي كنن و از اين حيث بايد مراقب رفتار و كردار خود در زمين باشن.
    
    شما يك بار تلاش كرديد موضوع دعواي مايلي كهن و قلعه نويي را ختم به خير كنيد، بالاخره آخر و عاقبت اين قضيه به كجا ختم مي شود؟
    آتش اين قضيه به رسانه ها برمي گرده. آخه نبايد مربيان رو جلوي هم بگذارن. اگر من امروز در عصبانيت حرفي عليه مربي ديگري مي زنم، شما بايد آن را تعديل كنين، نه اين كه دوتا نيز روي آن گذاشته و تحويل طرف مقابل بدين. من به شخصه به مايلي كهن و قلعه نويي احترام زيادي مي گذارم و دوست دارم به اين اختلاف هاي خويش پايان بدن. بايد بگم مايلي كهن از نظر من خيلي آقاست، شاگردي كه هيچ زمان براي ما دردسري نداشت، اما خب وقتي تيمش مي بازه، بايد بيشتر به خود مسلط باشه و زود از كوره در نره. اصلاشما به من بگين آيا دو مربي خارجي را ديدين كه اينجور به جون هم بيفتن؟
    
    بازي هاي تيم ملي فوتبال را دنبال مي كنيد؟
    تا حدودي، تيم دچار تغييرات زيادي شده و فكر مي كنم آقاي قطبي با اين قول و وعده هايي كه به مردم مي ده، انتظارها رو نسبت به خود افزايش داده و مسووليتش رو سنگين مي كنه. هر چند او در برنامه اخير 90 گفت كه قول قهرماني در جام ملت ها را نداده، اما روي هم رفته كار سختي رو در پيش داره. به نظر من تيم ملي بايد آدما و بازيكنان بزرگي داشته باشه. بازيكناني مثل نكونام و شجاعي و اشتباه محضه كه تصور كنيم يك هفته اي مي توان تيم رو جوان كرد. بايد براي پيراهن تيم ملي ارزش قائل شد و سلسله مراتب رو براي رسيدن به آن طي كرد. نمي شه صبح بيدار شد و هر كسي رو كه از راه رسيده گذاشت تو تركيب تيم ملي. اين اشتباهه، همان طور كه اشتباهه بازيكن تازه از گرد راه رسيده رو ثابت تو تركيب تيم گذاشت. اينو هم بگم اين خيلي براي فوتبال ما بده كه در تهران و جلوي تيم اردن با يك مهاجم بازي كنيم. ناسلامتي ما ميزبانيم و بايد براي دل هواداران هم كه شده تيم حريف را با چند گل تر و تميز شكست بديم.
    ببينيد علي دايي براي تيم ملي زحمت زيادي كشيد، اما فوتبال بي رحمه و اين روي خود را به وي نشان داد. در ديدار عربستان و كره شمالي هم اگه يك توپ عرب ها گل مي شد، ورق به نفع ما برمي گشت، اما از بخت بد همه توپ ها به در بسته خورد. واقعا حيف شد نرفتيم جام جهاني و از بابت اين نرفتن هم فوتبال ما ضرر كرد و هم بازيكنان.
    اما فوتبال آسيا هم رشد خوبي كرده.
    شما اينو مي گين، اما من مي گم از فوتبال آسيا عقب هستيم. البته من در همان پكن (بازي هاي آسيايي 1990 پكن) كه تيم قهرمان شد، در جلسه اي با دكتر غفوري فرد رئيس وقت سازمان اعلام كردم كه ما در اينجا با چاشني شانس قهرمان شديم و اگه نمي خوايم از قافله فوتبال آسيا عقب بمونيم، نمي توان با موتورگازي به رقابت با جت پرداخت. من آن موقع اين حرفو زدم. الان كه سال ها از آن قهرماني گذشته و آسيا با شتاب بيشتري به جلو حركت كرده است.
    
    علي آقا فكر نمي كني جاي علي كريمي در تيم ملي خالي است؟
    اگه كريمي باشه بقيه بايد غزل خداحافظي بخونن. كافي است علي دوتا حركت بكنه و دو تا پاس بده تا كل تيم راه بيفته. بايد هر طور شده كريمي را به تيم ملي برگردانند، او روحيه تيمه و تنها بازيكني است كه بقيه قبولش دارن. شما نگاه كنيد همين استيل آذين كلي با كريمي، روي كلاس بازي اش رفته و محور تيمش است. واقعا علي كريمي حيفه كه در تركيب تيم ملي نباشه و نبايد بسادگي اجازه بدن با تيم ملي خداحافظي كنه. حتي شده بايد با سلام و صلوات او را برگردانند، چرا كه به درد تيم ملي مي خوره. البته بايد به او حق داد كه يك مقدار دل شكسته باشه و فكر مي كنم در زمان آقاي دايي، با او خوب برخورد نشد. خود من طي اين سال ها كريمي را اينقدر آماده نديده بودم و اگر رفت استيل آذين، مي خواست خيلي چيزها را ثابت كنه. البته خود من تلاش كردم او را در پرسپوليس نگه دارم كه نشد. الان هم فكر مي كنم جاي او در پرسپوليس خاليه.
    بي شك علي پروين به عنوان يك پرسپوليسي تمام عيار نبايد از وضعيت موجود اين تيم راضي باشد، بويژه با توجه به تيم خوبي كه در اختيار كرانچار قرار دارد.
    ترجيح مي دم فعلاراجع به پرسپوليس صحبت نكنم، آن هم به خاطر محمد. به هر حال اميدوارم پرسپوليس در نيم فصل دوم جبران كنه.
    
    طي روزها و ماه هاي گذشته همواره اين مساله مطرح بوده كه چگونه مي شود پرسپوليس را خصوصي كرد. نگاه شما در اين زمينه چيست؟
    والااين مساله مي تونه منفعت دو جانبه داشته باشه، اما مشكل اينه كه مردم ما چشم شون ترسيده كه بيان وسط و سرمايه گذاري كنن. اونم در شرايطي كه تيم مال يكي ديگه باشه و استفاده اش را ديگران ببرن. روي هم رفته فكر مي كنم اگه تيم را بدن دست بخش خصوصي جونشون رو نجات دادن، چرا كه سالي 10، 12 ميليارد هزينه تيم داري شوخي نيست و كمرشكن است. واقعا در حال حاضر كاشاني به تنهايي چه كار خاصي مي تونه براي پرسپوليس انجام بده ؟ دو سال ديگه هم قيمت بازيكنان مي شه 800، 900 ميليون و هزينه تيمداري مي شه 25 ميليارد. اين هزينه هاي تيمداري پدر هر تيمي رو در مي آره و بايد براي رفع آن چاره جويي اساسي كرد.
    جالب آن كه در اين فوتبال نيز كسي به فكر سازندگي نيست كه بازيكني را بسازد تا بعدها از وجودش استفاده كند.
    امروزبه هر كي مي گي سازندگي، جواب مي ده چه فايده! بازيكن بسازم كه دو سال بعد سرباز بشه و استفاده اش رو ديگران ببرن؟ اين در شرايطي است كه امكانات به اندازه كافي نيست و مشكلات بسياري جلوي پاي اين قضيه وجود داره.
    
    حالافكر مي كنيد چگونه مي توان جلوي اين افزايش سرسام آور قيمت بازيكنان را گرفت؟
    بايد هر 18 باشگاه ليگ برتري با هم همراه و هم داستان باشن، ما كه نمي تونيم مثل اروپا باشيم اما باشگاه ها بايد با هم هماهنگ باشن تا اگه فرض مثال من فلان بازيكن را به عللي جواب مي كنم، اين طور نباشه كه پشت در باشگاه من 100 ميليون بيشتر به او بدن. اينجوري مي توان قدري موضوع را به كنترل درآورد.
    
    راستي چرا محمد طي اين فصل مغضوب واقع شده است و به ندرت فرصت بازي كردن پيدا مي كند، آيا آماده نيست؟
    موضوع به اين چيزها برنمي گرده، اتفاقا محمد صد در صد آماده است، اما اين ديگه نظر سرمربي تيم است كه از وجود او بيشتر استفاده كنه و اجازه نده اين بچه بي انگيزه بشه.
    
    فكر مي كنيد محمد در خط هافبك بهتر جواب مي دهد يا فوروارد؟
    اگه از وجود محمد در خط حمله استفاده كنن، بهتر جواب مي ده، با توجه به اين كه محمد سرعتي است و مي تونه در حركت هاي انفجاري مدافعان حريف را به هم بريزه.
    محمد در زدن ضربات كاشته نيز تبحر دارد، پيداست با او كار زيادي كرده ايد.
    همين طوره. ضمن اين كه محمد 16 ساله بود كه جلوي بايرن مونيخ بازي كرد و به نوعي ترسش ريخت.
    
    علي آقا نسخه شما براي خروج از اين وضعيتي كه در فوتبال دچار آن هستيم چيست؟
    بايد از همين امروز براي جام جهاني دور بعد دورخيز كنيم. يك روز هم يك روزه و بايد قدر فرصت ها رو دانست. ايراد ما اينه كه سر در لاك خويش داريم و از فوتبال آسيا غافل هستيم. خود من از ديدن بازي عربستان كيف مي كنم وقتي مي بينم چقدر رشد كردن. به خدا از فوتبال آسيا عقب هستيم و مسوولان بايد اينو باور كنن.
    در حال حاضر در شرايطي از علم فوتبال صحبت مي شه كه فكر مي كنن فوتبال علمي در همين استفاده از قيف هايي است كه مربيان براي تمرين دادن وسط زمين مي كارند. در حالي كه علم فوتبال فقط در استفاده از اين قيف ها نيست. اصلابايد به شما بگويم كه ما در قديم به جاي اين قيف ها از ساك هاي بچه ها در تمرينات استفاده مي كرديم و با تمرين زياد عرق بچه ها را حسابي در مي آورديم. در حالي كه امروز اين گونه نيست و 20 دقيقه بازيكن را تمرين مي دن بدون آن كه عرق وي درآمده باشه. براي همينه كه مي بينيد فوتبال ما افت كرده. در دهه 60 ما در پرسپوليس به محض اين كه بازي شروع مي شد از چپ و راست توپ مي ريختيم روي دروازه حريف و تا تيم مقابل خود را جمع و جور مي كرد، دو سه گل خورده بود. به من مي گويند شما چه كار مي كرديد كه در بازي هايتان هر تيمي را عقب مي زديد. جوابم اينه كه كار خاصي نمي كرديم، جز اين كه به معناي واقعي تمرين مي كرديم، نه شيك و اتو كشيده.
    الان بازيكن ها فكر مي كنن براي فوتبال بايد 15 جفت كفش رنگارنگ و شيك داشته باشن، در حالي كه كفش فوتبال نمي ياره. خود من با كفشي بازي مي كردم كه دو سانت ميخ تو پايم بود، اما اين ميخ نيز باعث نمي شد خوب فوتبال بازي نكنم. بايد در فوتبال زحمت كشيد و عرق ريخت، جز اين وقت خود را هدر داده ايم.
    
    و سوال آخر، دوست نداري روزي دوباره روي نيمكت بنشيني؟
    چرا، با اين كه از ما گذشته، اما دوست دارم براي ثابت كردن خيلي چيزها در اين فوتبال، تيمي را ساخته و روانه مسابقات كنم.
    
    همچنان در خدمت ورزش
    وقتي در اواسط دهه 40 هنرنمايي پسركي با كتاني سفيد در ورزشگاه امجديه در قاب چشم تماشاگران حرفه اي آن زمان نشست، كمتر كسي تصور مي كرد آن پسرك جوان مو بور بتواند عنوان پرافتخارترين مرد فوتبال ايران را به خود اختصاص دهد.
    اين بازيكن اعجوبه از همان سال هاي نخست حضورش در فوتبال ايران طالع قهرماني بر پيشاني داشت و توانست در كسوت بازيگري و مربيگري عناوين قهرماني را يكي پس از ديگري به نام خود ثبت كند.
    اين مرد استثنايي با كلكسيون افتخاراتش و متجاوز از ميليون ها عكس و واژه اي كه درباره اش گفته شده، نيازي به معرفي ندارد.
    سلطان، لقبي كه هوادارانش به او داده اند و شهرت او از مرزهاي ايران گذشته و جزيي از افتخارات فوتبال ايران و آسيا شده است.
    مرد نامدار نام آشنا و سرد و گرم چشيده فوتبال ايران، حالااز فوتبال گريزان است و دوست ندارد تا اين همه شهرت و افتخار را با لحظه اي از آرامش عوض كند، تا جايي كه مي گويد: «آرزو دارم كسي مرا نشناسه و بتونم مثل همه مردم زندگي كرده و با آرامش در اجتماع رفت و آمد كنم و اين همه سروصدا پيرامون من نباشه.»
    از فضاي فوتبال خوشش نمي آيد، البته از اين فضايي كه به وجود آمده است: «در گذشته همه چيز عشق بود و با نداري بيشترين لذت را از فوتبال مي بردن.»
    مي گويد: «يادش به خير حتي پيراهن محلي ارج و منزلتي داشت. پيراهن باشگاه را با جان مي خريديم و به خاطر تيم ملي حاضر بوديم خون بديم، اما حالا... پول خيلي از ارزش ها را عوض كرده است. معيار همه چيز پول است و خيلي چيزها را مي شود با پول خريد.»
    علي پروين حالادر يكي از خلوت ترين مناطق تهران، بدون آن كه كسي متوجه باشد، همچنان در خدمت ورزش است.
+ نوشته شده توسط سعید در دوشنبه نهم آذر 1388 و ساعت 9:14 AM |
 
محمد پروين هافبك تيم فوتبال پرسپوليس گفت: مى دانم هيچ وقت حاشيه دست از سرم برنمى دارد اما به دنبال ثابت كردن خودم هستم.وى اظهار داشت: بدون هيچ حرفى، تمريناتم را با پرسپوليس آغاز كردم. به دنبال اين هستم تا به هدف هايى كه در نيم فصل اول به آن نرسيدم، برسم. او افزود: مى دانم حاشيه ها در اطراف من زياد است اما به دنبال ثابت كردن خودم هستم. با هدف هاى بزرگى به پرسپوليس آمدم و متاسفانه نتوانستم بنابر دلايلى، به جايگاهم برسم. پروين عنوان كرد: بعيد مى دانم در فهرست مازاد بوده باشم چون در تمرينات حضور پيدا كردم. كرانچار نيز دوست دارد در تيم بمانم البته برايم نيمكت نشينى سخت است. دنبال اين هستم تا متوجه بشوم، چگونه مى توانم دوباره به تركيب اصلى راه پيدا كنم. پروين اظهار كرد: نيمكت نشينى من، شايد پدرم را نيز ناراحت كند اما هميشه به من گفته كه بجنگ و حقت را در زمين بگير. او اميدوار است كه در نيم  فصل دوم اين اتفاق بيفتد چون دوست ندارم يك نيم فصل ديگر فقط بازى هاى پرسپوليس را تماشا كنم.
منبع :روزنامه ابرار ورزشی
+ نوشته شده توسط سعید در شنبه بیست و سوم آبان 1388 و ساعت 9:24 AM |
 

 

بيا بيا اي اسطوره فوتبال ايران

دوست داريم

تا ابد هميشه علي سلطان

+ نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه بیستم آبان 1388 و ساعت 9:11 AM |

                                                       

عباس عليپور اظهار داشت: با توجه به علاقه‌اي كه كرانچار به محمد پروين و حسين بادامكي دارد اين دو بازيكن به احتمال بسيار فراوان در نيم فصل دوم نيز در اين تيم مي‌مانند. فقط بايد بستري آماده كنيم كه ديگر شرايط نيم فصل اول براي بادامكي پيش نيايد.

وي افزود: شماري از بازيكنان جوان با اجازه كرانچار مي‌توانند از پرسپوليس جدا شوند كه بازيكنان مشهوري نيستند. دنبال اين هستيم كه با تعامل اين كار را انجام دهيم اما پس از بازگشت كرانچار از كشورش تكليف نهايي اين بازيكنان مشخص مي‌شود.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی هورا اسپرت

+ نوشته شده توسط سعید در دوشنبه هجدهم آبان 1388 و ساعت 8:45 AM |

 
اگر محمد پروین شهر را به هم نمی‌ریزد، فقط به این دلیل است كه حرمت پدرش را نگه داشته و حرفی نمی‌زند كه برای سلطان فوتبال ایران بد شود.

به نوشته خراسان؛ محمد پروین توان این را دارد كه یك تنه پرسپولیس را به هم بریزد اما فعلا نمی‌خواهد این كار را بكند. او از زمانی كه حبیب كاشانی سرپرست باشگاه پرسپولیس شده نیمكت‌نشین و حتی سكونشین شده و فرصت پیدا نكرده خودش را نشان دهد. وي درحالی به نیمكت‌نشین و سكونشین ثابت پرسپولیس تبدیل شده كه در همان اندك دقایقی كه در این فصل به میدان رفته نشان داده می‌تواند در تركیب ثابت این تیم حضور داشته باشد.

پروین با این‌كه به سفارش پدرش نمی‌خواهد مصاحبه تندی انجام دهد اما سرنخ را می‌دهد و غیر مستقیم اشاره می‌كند كه چرا نمی‌‌تواند برای پرسپولیس بازی كند. او می‌گوید: «اختلافاتی که مسئولان پرسپولیس با پدرم دارند باعث شد تا من برخلاف میل باطنی‌ام نتوانم برای پرسپولیس بازی کنم.»

اشاره محمد پروین به حبیب كاشانی است. این‌كه حبیب كاشانی چه مشكلی با علی پروین دارد مشخص نیست اما منظور محمد پروین هم نمی‌تواند فرد دیگری باشد چراكه او از زمان سرپرستی حبیب كاشانی به نیمكت دوخته شده. محمد پروین لابه‌لای حرف‌هایش مدیران پرسپولیس را هم تهدید می‌كند: «پرسپولیس را دوست دارم اما وقتی به من بازی نمی‌رسد باید این تیم را ترک کنم و قطعا به جایی می‌روم که بتوانم در آن تیم بازی کنم هرچند که هنوز مقصد نهایی‌ام را پیدا نکرده‌ام.»

مقصد نهایی محمد پروین گرچه هنوز پیدا نشده اما به احتمال زیاد او از میان دو تیم استیل‌آذین و دی‌استراداي اسلواكی یكی را انتخاب می‌كند. استیل‌آذین بهترین گزینه داخلی برای اوست و دی‌استرادا هم باشگاهی است كه با مدیریت داماد خانواده پروین اداره می‌شود و ناصر حجازی سرمربی‌گری آن را بر عهده دارد.
منبع:www.tabnak.i.r
 
+ نوشته شده توسط سعید در یکشنبه هفدهم آبان 1388 و ساعت 12:27 PM |
محمدپروين
محمد پروين بازيكن تيم فوتبال پرسپوليس گفت: اگر در ليست مازاد هستم، مسئولان باشگاه زودتر تكليفم را مشخص كنند.وى پس از ديدار مقابل ابومسلم اظهار داشت: اگر اسم من در ليست مازاد پرسپوليس هست زودتر مشخص شود و اگر من را نمى خواهد بگويند تا بروم. او افزود: نمى دانم مشكل چيست. من با كسى مشكل ندارم و نمى دانم چه جريانى عليه من وجود دارد كه باعث شده نيمكت نشين باشم. بعد از يك بازى موثر ديگر خبرى از من نشد. پروين ادامه داد:  اگر كرانچار مى خواهد من نباشم زودتر بگويد تا تكليفم را بدانم تا با وجود اينكه عاشق پيراهن پرسپوليس هستم از اين تيم خداحافظى كنم. وى در مورد درگيرى اش با ليدر پرسپوليس عنوان كرد: همانطور كه درمصاحبه  هايم گفتم؛ اين ليدر به من بى احترامى كرد و من هم جوابش را دادم. اگر به خاطر اين ليدر مى خواهند من را زير سؤال ببرند اين كار درست نيست. بايد بدانند اين ليدر چگونه هواداران را عليه من تحريك مى كرد. بازيكن پرسپوليس تصريح كرد: با وجود نيمكت نشينى خوشحالم كه پرسپوليس در اين مسابقه پيروز شد و نيم فصل را با آرامش تمام كرديم.
 
منبع:روزنامه ابرار ورزشي
+ نوشته شده توسط سعید در شنبه شانزدهم آبان 1388 و ساعت 8:52 AM |
عباس انصارى فرد:كارهاى كرانچار را يك بچه هم انجام نمى داد.
 104556.jpg

 

 

عباس انصارى فرد مديرعامل پيشين باشگاه پرسپوليس در واكنش به اظهارات اخير حسين هدايتى در خصوص نحوه عقد قرارداد اين بازيكن با باشگاه استيل آذين به خبر گزارى ايلنا گفت: قرار داد كريمى را به زودى افشا مى كنم تا همه از مفاد اين قرارداد باخبر شده و آن زمان در مورد آن قضاوت كنند.وى در ابتدا با اشاره به نحوه حضور دوباره اش در پرسپوليس گفت: در آن زمان آقاى على آبادى مرا خواستند و گفتند، شما را براى پذيرش اين مسئوليت بزرگ در پرسپوليس انتخاب كرده ايم و من هم به ايشان گفتم كه هر كارى كه از دستم برآيد براى اعتلاى نام پرسپوليس انجام خواهم داد.او گفت: متاسفانه در همان زمان ها نيز شرايط چندان خوب نبود، البته اين را هم بايد بگويم كه شرايط پرسپوليس به گونه اى بود كه در آن تيم نمى توانستم مديريت كنم، چرا كه بايد كج دار و مريض عمل مى كردم تا حاشيه ها اطراف اين تيم بزرگ به حداقل برسد. البته در همان مدت زمان كوتاه كارهاى زيربنايى زيادى را انجام داديم. بحث «هولدينگ» اقتصادى باشگاه را مطرح كرديم و با سرمايه ۱۵ ميليارد تومانى با سيروس محجوب به توافق رسيديم، كه متاسفانه در آن روزها به بحث تغيير و تحولات در سازمان تربيت بدنى برخورديم وكارهايمان به نوعى عقب افتاد.انصارى فرد افزود: خيلى ها به محض ورود من به پرسپوليس شمشيرهاى خود را از رو بستند، به طورى كه تا به امروز در تاريخ فوتبال ايران سابقه نداشته است كه اين همه هجمه به يك مدير صورت پذيرد. در آن زمان آنهايى كه براى خود منافعى را در پرسپوليس تعريف كرده بودند، وقتى متوجه شدند با حضور انصارى فرد نمى توانند به منافعشان برسند، در مقابل من شديدا موضع گرفتند و اجازه ندادند به اهداف خود برسيم. در آن روزها همان آقايان با برخى از مربيان و برخى از بازيكنان ما جلسات مخفيانه مى گذاشته و آنها را تحريك مى كردند تا تيم نتيجه نگيرد و جالب اينكه خودشان را پرسپوليسى هاى اصيل هم مى دانستند.مديرعامل سابق پرسپوليس گفت: من تا به امروز هرگز نگفته ام كه بهترين و موفق ترين مدير ۳۰ سال اخير پرسپوليس هستم، اما بهتر است چند كارشناس بيايند و عملكرد هشت ماهه ما را ارزيابى كنند تا بعد از آن، مقايسه آمارى صورت پذيرد.وى با اشاره به روند انتخاب سرمربى پرسپوليس به ايلنا گفت: در بحث مربى در آن روزها با هر كسى كه صحبت مى كرديم، آقايان مانع از حضورشان در تيم پرسپوليس مى شدند و اجازه نمى دادند كه مربى مورد نظر ما به پرسپوليس بيايد. اما حالا به اين نتيجه رسيده ام كه در خصوص جذب مربى به گونه اى برنامه ريزى شده بود كه ما در نهايت كرانچار را به تهران بياوريم. متاسفانه پس از ورود اين مربى به ايران برخى از آقايان كه اگر لازم باشد نام آنها را خواهم گفت، با كرانچار جلسات صبحانه، روزانه و شبانه گذاشتند تا پرسپوليس موفق نشود. كرانچار در آن روزها كارهايى را انجام مى داد كه يك آدم ناشى هم آنها را انجام نمى داد. او بازيكنى را كه صبح از سفر، به تهران بازگشته بود را على رغم خستگى اش در تركيب مى گذاشت و باعث تعجب همگان مى شد. من هم به دليل همين كارهاى او بود كه حدس زدم شايد او به منظورى وارد فوتبال ايران و پرسپوليس شده است.وى ادامه داد: هنوز هم اعتقاد دارم كه تيم خوبى را داريم. بازيكنان هم سطح زيادى را به خدمت گرفته ايم، اما اينكه چرا نبايد با اين نفرات نتيجه بگيريم به تفكرات كرانچار برمى گردد.انصارى فرد همچنين درباره ادعاهاى حسين هدايتى مبنى بر حضور على كريمى در پرسپوليس گفت: اجازه بدهيد براى پاسخ به اين سئوال كمى به عقب برگرديم. ما يك ماه پيش از پايان فصل نقل و انتقالات در محل باشگاه كه آقايان زادمهر و بهزادى هم حضور داشتند، جلسه اى را با آقاى كريمى برگزار كرديم و از ايشان خواستم كه به خاطر هواداران قراردادش را با پرسپوليس تمديد كند. او هم قبول كرد و گفت به زودى شرايط مالى ام را به باشگاه اعلام مى كنم، كه ما هم خواستيم اين موضوع در اسرع وقت صورت پذيرد.بعد از اين اتفاق پاى واسطه هاى بسيار به ميان آمد، تا اينكه در نهايت مدير برنامه هاى على كريمى با من تماس گرفتند و شرايط مالى او را براى من اعلام داشتند. وى ادامه داد: وى اعلام كرد كه على كريمى براى يك فصل بازى در پرسپوليس ۵۰۰ ميليون تومان مى خواهد. ما هم در وهله اول پذيرفتيم اما قرار شد ۳۵۰ ميليون تومان از اين مبلغ را در قالب قرارداد به او بدهيم و ۱۵۰ ميليون تومان باقيمانده را هم از طريق اسپانسر به او پرداخت نمائيم ولى بعدا مدير برنامه هاى على كريمى به صورت مكتوب شرايط پرداخت را به ما اعلام كرد و ما نيز پس از خواندن آن اعلام كرديم كه توانايى پرداخت ۸۰ درصد مبلغ قرارداد ايشان را تا آن موعد ذكر شده كه مهر ماه بود، نداريم. وى خاطرنشان كرد: در بندى از پيشنهاد مالى على كريمى كه آن را به زودى در اختيار رسانه ها قرار خواهم داد، اعلام شده بود كه كريمى اين اختيار را داشته باشد كه اگر خواست نيم فصل از جمع پرسپوليسى ها جدا شود و با پرداخت مبلغ ۵۰ ميليون تومان اين كار صورت پذيرد. با اين اوضاع ما گفتيم، بهتر است راهى را پيدا كنيم تا كارها هر چه زودتر حل شود، تا اينكه ۲ روز مانده به پايان فصل نقل و انتقالات على پروين به من اعلام داشتند، ساعت ۱۱ به همراه على كريمى به محل باشگاه خواهند آمد تا قرارداد امضا شود اما در آن روز هر چه من و آقاى پروين منتظر شديم، كريمى نيامد.در آخرين روز نقل و انتقالات بود كه آقاى نژادفلاح به من گفت كه موضوع حضور على كريمى در پرسپوليس را حل خواهند كرد و ما نيز از اين گفته ايشان استقبال كرديم. در آن روز ما تا ساعت ۲۰ در محل باشگاه منتظر على كريمى بوديم و وقتى تا آن زمان على كريمى نيامد، ما نام عادل كلاه كج را به فهرست خودمان اضافه كرديم. اماساعت ۱۰ شب بود كه آقايان اعلام كردند، على كريمى حاضر است به پرسپوليس بيايد و آن زمان بود كه من اعلام كردم، چرا اين موضوع را قبل از اين به ما اعلام نكرده بوديد و مسائل ديگرى كه بارها بازگو شده است. انصارى فرد با اشاره با اينكه كريمى فقط دنبال بهانه جويى براى نيامدن به پرسپوليس بود، گفت: من فكر مى كنم كه اينها بهانه اى بيش نيست. چرا كه اگر كسى پرسپوليس را دوست داشته باشد، برايش شرايط تعيين نمى كند. مديرعامل پيشين باشگاه پرسپوليس در ادامه گفت: حرف هاى بسيارى در دل دارم كه به وقت خودش آنها را براى تنوير افكار عمومى بازگو خواهم كرد. حرف هاى ما كل جامعه ورزش و فوتبال را در بر مى گيرد و به وقت خودش آنها را اعلام مى كنم. وى اضافه كرد: يك نفر به نظر شما چگونه بايد نشان بدهد كه پرسپوليسى است. من بعد از جدايى از پرسپوليس رفته ام و در خانه نشسته ام تا اين تيم در آرامش به كارش ادامه دهد. من اعتقاد دارم كه اين مردم حق دارند از تيمشان نتايج خوب بخواهند. من معتقدم گناه است كه ما زمينه آزار و اذيت اين مردم را به لحاظ كسب نتايج ضعيف و مسائل حاشيه اى ديگر فراهم مى آوريم.وى تصريح كرد: هر گاه تا به امروز حرفى زده ام، بر اساس اتهامى بوده است كه به من زده شده و من در مقام پاسخگويى آن برآمدم. من فكر مى كنم در شرايط فعلى به جاى اينكه من طلبكار باشم، بدهكار شده ام. انصارى فرد درباره اوضاع اين روز هاى پرسپوليس و كرانچار به ايلنا گفت: كرانچار فردى است كه فوق العاده تحت تاثير حر ف هاى اين و آن قرار مى گيرد. او با برخى ازبازيكنان لجبازى مى كند و با حضور بازيكنان خارجى پرسپوليس در اين تيم مخالف است. او مى گفت كه اگر شرايطى وجود دارد، اين بازيكنان را اخراج كنيم، تا من بازيكنان خارجى مورد نظرم را به فوتبال ايران و پرسپوليس بياورم و البته در جواب او گفتم طرح اين مباحث در شان شما نيست. انصارى فرد گفت: به اعتقاد من ادامه حضور كرانچار در پرسپوليس به صلاح اين تيم نيست. در آن زمان كه ما قصد اخراج او را داشتيم زياد متحمل خسارت نمى شديم. چرا كه ما بندى را در قرارداد خود با كرانچار آورده بوديم كه چنانچه تا ۳ ماه ما نتوانيم با يكديگر به يك تفاهم كامل برسيم، مى توانيم با پرداخت يك ماه حقوق، او را به كشورش بفرستيم كه بعضى از آقايان اجازه چنين كارى را ندادند تا او بماند و اخراجش در شرايط كنونى همراه با ضرر و زيان بسيار باشد.انصارى فرد افزود: مبلغ قرارداد آقاى كرانچار براى يك فصل حضور در پرسپوليس ۵۰۰ ميليون تومان است، در شرايطى كه پيش از بازى با استقلال مى شد او را با يك مبلغ ناچيز به كشورش فرستاد.
 
منبع: روزنامه ابرار ورزشی
+ نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 و ساعت 2:57 PM |

محمد پروين از جمله معترضاني است كه اعلام كرده بود بعد از بازي تيمش مقابل ملوان حرف‌هاي زيادي براي گفتن خواهد داشت اما پس از صحبتي كه كاشاني با اين بازيكن داشت ترجيح داده كه سكوت كند و حرف‌هايش را براي زماني ديگر نگه دارد.پروين در اين مورد كه آيا ممنوع‌المصاحبه شده به خبرگزاري فوتبال ايران ، گفت: «باشگاه صحبتي با من در اين مورد نداشته و من فعلا نمي‌خواهم صحبتي داشته باشم  چون به نوعي پدرم من را ممنوع‌المصاحبه كرده و از من خواسته صحبتي را انجام ندهم كه براي خودم و پرسپوليس دردسرساز شود.در صحبتي كه با مسئولان داشتم قرار است همه چيز درست شود و فكر نمي‌كنم مشكلي وجود داشته باشد.» جالب است علي پروين كه پسرش را ممنوع‌المصاحبه كرده خودش هم چندان دل خوشي از شرايط پرسپوليس ندارد و اينطور كه شنيده مي‌شود در يك جلسه خصوصي اظهار داشته كه خودش را به اين تيم نياوردند و پسرش را هم بيرون كردند. محمد پروين در مورد حضورش در ليست فروش باشگاه پرسپوليس هم حاضر به صحبت نيست: «من در مورد اين قضيه اطلاعي ندارم و نمي‌دانم كه درست است يا نه.»

منبع :www.footballiran.ir

+ نوشته شده توسط سعید در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 و ساعت 8:55 AM |